السلمي
315
مجموعة آثار السلمي
بيهقى ( ف 458 / 1066 ) وأبو القاسم قشيرى ( ف 465 / 1073 ) را ذكر كرد . همين كه قشيرى در رسالهء خود بارها از أستاذ خود اقوالى را نقل كرده است خود دليل مهمّى است بر اينكه سلمى در رشد وگسترش تصوف تأثيرى مداوم داشته است . به نظر مىرسد كه سلمى در همهء آثار خود دو منظور متمايز را در نظر داشته است : يكى دفاع از تصوف در برابر منتقدان متعدد آن ، ودوم اشاعهء علم تصوف هم در ميان عامّهء مردم وهم در ميان خود صوفيان . روش أو اين بود كه عقايد خود را مستقيما اظهار نكند ، بلكه در عوض نقش يك گردآورندهء محض را ايفا كند وبه ضبط أقوال وآراء مشايخ پيشين ( مشايخي كه فقط دو سه نسل قبل از عصر أو بودند ) بپردازد . علّت اينكه آثار سلمى از وسعت ديد وتنوع مطلب برخوردار است يكى همين نقش أو به عنوان يك گردآورنده است ويكى سعى وتعّمد أو در اينكه چندين طبقه ودسته از مردم را مخاطب قرار دهد . اين تنوع را مىتوان با اشاره به دو اثر از آثار سلمى نمونهوار نشان داد . يكى از آنها آداب الصحبة است . اين اثر اگرچه در وهلهء نخست از براي أهل تصوف نوشته شده است ، از براي عامّهء خوانندگان نيز جاذبههايى دارد . نگاهى به محتواى كتاب اين مطلب را بوضوح نشان مىدهد . نويسنده در اين كتاب از استعمال مصطلحات صوفيه خوددارى كرده ودر عوض به شيوهء أهل أدب به نقل ابيات متعدد وكلمات قصار وحكم وهمچنين آيات وأحاديث مبادرت كرده است ، واينهمه از براي آن است كه مدّعاى نويسنده را مبنى بر اينكه روش زندگانى صوفيانه براساس روش صحابه نهاده شده است ثابت نمايد . « 14 » كتاب دوم حقائق التفسير است كه هم از حيث أسلوب وهم از حيث محتوا ماهيّتى بكلى متفاوت دارد . اين كتاب گنجينهايست از تفكر قلبي صوفيان ، ملهم از آيات خاص قرآني ، ونويسنده آن را عمدتا از براي خواص أهل تصوف نوشته ، ولى در عين حال فوائدى هم متناسب با ذوق عامّه در بر دارد . بيشتر آثار سلمى را مىتوان در ميان اين دو قطب قرار داد . مثلا كتاب الأربعين في التصوف نمونهء خوبى است از آثاري كه در آن مطالب صوفيانه وأحاديث با هم جمع شده ووحدت هماهنگى پديد آورده است . از حيث صورت ، اين اثر مطابق با شيوهء مرسومى است در تأليف كه براساس آن چهل حديث در يك اثر جمع شده است . اين أحاديث كه بعضا در أكثر صحاح معتبر نقل شده است با ذكر كامل أسانيد روايت شده است . در عين حال ، هر يك از اين أحاديث عنواني دارد كه مربوط به يكى از آداب صوفيه است ؛ بنابراين هر يك از اين آداب با گفتار ورفتار پيغمبر تطبيق داده شده وبدين نحو مهر مشروعيت وسنت بر آن زده شده است .
--> ( 14 ) . بنگريد به اثر سابق الذكر كيستر ( Kister ) ، ص 6 - 5 ( انگليسى ) .